تبليغاتX
دمکراسی=آزادی+عدالت
آزادی یعنی احترام به حقوق انسان وارج نهادن به مقام والای انسان
 حادثه تروریستی مسجد علی بن ابیطالب زاهدان وشهادت جمعی از هموطنان وحادثه بعد از آن راتسلیت می گویم
 روزپنجشنبه دلخراشترین ووحشتناکترین تراژدی اتفاق که کمترکسی فکرش رامی کردحادثه ای که قلب هرانسان آزاد اندیش ومتعهدبه ارزشهای انسانی شکست وامیدها رابه یاس وناامیدی تبدیل کردوهیچ انسانی دربرابر این فاجعه خونین نمی توانست سکوت کند به احساسات وعواطف انسانی ضربه سنگین واردشد .این عمل زشت وناپسند مورد قبول هیچ کس نبود ونیست مگر کسانی که به ارزشهای انسانی واخلاقی پایبند نباشندچراکه خشونت وتعصب کور کور رانه هیچ توجیهی نداشه وندارد ادیان ابراهیمی وباستانی خشونت وریختن خون انسانهای بی گناه زشت ترین وگناهی بزرگ وغیر انسانی دانسته ومنع کرده اند حال متاسفانه عده ای چگونه توجیهی مکنند نمی دانم وبر اساس چه منطق وفلسفه ای .چرا که با هیچ معیاری قابل قبول نیست ونخواهد بود .این حرکت وحشیانه دور از جامعه مدرن ومتمدن می باشد وحتی در دوران بربریت هم قابل قبول نیست .لازم به ذکر است که افراطیون وکسانی این عمل را انجام داده اند بزرگترین اشتباه سیاسی را کرده اند ودست به خود کوشی سیاسی زده اندزیرا با سالم شدن رابطه آمریکا با ایران این گروه بر سر میز معاملعه ایران وامریکا خواهند رفت و در جامعه جهانی همانند طالبان منزوی خواهند شد ودر فهرست گروهای تروریست خواهند رفت ....ادامه دارد......
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Wed 3 Jun 2009  |
 خداحافظ زندگی

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 21 Sep 2008  |
 دفاع از حقوق شهروندی واحترام به آن

نزدیک به ۷ ماه است که یعقوب مهرنهاد ، نخبه ی بلوچستان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می برد و این امر موجبات تاسف و نگرانی اقشار مختلف مردم را فراهم آورده است و اذهان عمومی را متشنج نموده است .
یعقوب مهرنهاد مورخ ۶/۲/۸۶ پس از اتمام پنجمین همایش سالانه جوانان پرسشگر مسئولین پاسخگو بازداشت شد و هم اکنون در زندان مرکزی زاهدان با کمترین امکانات و در بلاتکلیفی به سر می برد .
چنانچه می دانید دانشجویان و جوانان استان سیستان و بلوچستان شدیدا نسبت به بازداشت و بلاتکلیفی آقای مهرنهاد معترضند و سعی کرده اند با مدنیت و منطق خواسته خود مبنی بر آزادی ایشان را مطرح نمایند و به گوش مسئولین برسانند .
انتظار می رود مسئولین استانی و کشوری به درخواست دانشجویان و جوانان که قشر عظیمی از جامعه را تشکیل می دهند و آینده سازان مملکت هستند توجه نمایند . اگر چنین نباشد واقعا جای تاسف و شگفتی است .

ماخواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی وبی گناه به خصوص حافظ محمد علی ویعقوب مهرنهادو.... هستیم وبرقراری امنیت وآزادی وعدالت رالازمه جامعه متمدن ومتفکرواندیشمند دانسته وانتقادراه رسیدن به استقلال وخودکفایی می باشداستفاده ابزاری از قدرت را توسط اشخاص رادرهر پست ومقامی که باشدرا محکوم می کنم واحترام به قانون را وظیفه همه می دانیم .وانجام فرایض دینی واعتقادی حق قانونی هر شخص می باشد وبنا براستنادبه  اصل قانون اساسی تخریب مساجد وامکان دینی تمامی مذاهب را محکوم می کنم به خصوص تخریب مسجد اهل سنت در بجنورد

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 11 Nov 2007  |
 نظر شما در این مورد چیست؟
TinyPic image مادرم نعش مرا برچوبه دار دیدی گریه نکن                                               چراکه گریه ات کار ساز نیست                     چاره ای کن تا همراهانمان بیدار شوند.............
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Fri 10 Aug 2007  |
 تکه نانی
سفره راباز کردم تا نانی بردارم                                دیدم سفره خالی ست                                 شیرآب رابازکردم                                              دیدم آبی نیست                                                کلیدلامپ رازدم                                            لامپ روشن نشد                                              تازفهمیدم که برق را قطع کرده اند                       با انامیدی به اطرافم نگاه کردم                            نیم نگاهی به اتاق تاریک انداختم       گرسنگی فقر بدبختی ترس وحشت بی عدالتی                       آیا این ناامیدی نیست      همه حقایق را به چشم خود دیدم                 به جز ی یک چیز؟ آنهم امید    چر مگر کناهمانم چیست ؟               که از گرسنگی اشکها گونه های سوخته دخترک را خیس کند      بعض گلوی پسرک پابرهنه راپاره کند      انامیدی جوانک بیکار که کنج دیوار خشتی تکیه داده               آیا عدالت همین است                   که از ظلمت فقر بدبختی گاهی راهی ظلمت گاهی راهی زندان     آواره حیران دربه در پریشان          بی نام ونشان در خلوت کوچه های گلی وخاکی                            بلی این زندگی ماست  زندگی که برای زنده ماندن                                                                      صدای گریه مان را کس نشنید     اشکهایمان را کس پاک نکرد                                                       اوباما همدردی نکرد                   سنگ صبوری پیدا نکردیم                                                           پس باکدامین آرزو باید زنده بمانیم                 مافقط تک نانی خواستیم                                          اماتوبانامهربانی جوابم دادی چرا  .....................ادامه دارد
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Mon 30 Jul 2007  |
 درددلی با تو ای برادر وخواهر م
 سرزمین مادریم ،ای مرزپرگوهرمن قسم به خاکت که عشق وایمان تو دروجودم ریشه دوانه که با مرگم پایان می یابد ،هرگزلحظه ای بدون تو نمی توان اندیشید زیرا هویت من توی ،عشق به تو وایمان به تو عذابم می دهد زیرا قدم مثبتی برایت برنداشتم ویرانیهایت ،نابسامانیهایت وخرابیهایت مرا عذاب هی دهد گاهی خبر هایی از تو واز همزبانان وهمخونان وهمدلان می رسد که خوشحال وگاهی پریشان  وبرایم زجرآور ومشقت بار است زیرا فضای کنونی  جامعه وسخن گفتن وداوری کردن ازدقت وتحلیل ونقدوارزیابی عقیده وعقدها ،کاری دشواروبحرانی شده که در آن نا خواسته فتنه ها نهفته است . دسته وگروها وnGoها که هرروز متولد می شود همگی نوید بخش نسیم آزادی وعدالت خواهی در این جامعه ظلم ستیز ،وستمدیده ورنجیده است گر چه ازآن نظر روح عدالت خواهی وآزاد اندیشی ،آزادمنشی نوید بخش رسیدن به جامعه مدرن با پارامترهای دمکراسی است وباعث تقویت ارزشهای انسانی وآزادخواهی می باشد قابل ستایش وتحسین گفتن وامیدوار کننده می باشد اما به دلایلی که همان ملاکها وارزشهای انسانی ووحدت وهمبستگی مورد نظر می باشد وشرایط زمان ومکان واشیره ای وقبیله ای بودن جامعه وتفکرات سنتی حاکم بر جامعه هنوز زود است  چرا که اهداف مقدسی را دنبال می کنیم ،افتی به دنبال دارد که نمی توان از آن غفلت کرد وهزینه وتاوان سنگینی به همرا ه خواهد داشت و بر تشویش وافکار واغتشاش ذهن عمومی جامعه  افزوده وباعث گل آلود وتیره کردن آبهای قضاوت وبستن راهای نقد وداوری وهرج ومرج را میسر خواهد کرد .در این زمان اگر نظر وعقید ه ای عنوان کنی با پرسشهای مواجه می شوی که روح دانش واندیشه وخرد گرای وآزاداندیشی بیگانه است  هنوز لب نگشوده ای  می پرسند کجایی ،چکاره ای وهزاران چرای دیگر آنها منتظر جواب پاسخ نمی مانند وهزاران پاسخ ومهر وبرچسب اهریمنی وشیطانی که هرگز فکرش را نمی کردی به می زنند واین جامعه ماست گاهی عده ای ازروی آگاهی وعقده وکینه وعده ای ناآگاهانه وبی علمی مانند مترسکی بی جان وارد این بازی ومعرکه ناجوانمر دانه می شوند ورقیبان را از صحنه محو می کنندبا مظلومیت کامل .به قول عده ای که می گویند که حال موجی پدید آمده باید سوار موج شد تا عقب نمانی هرچند که شنا بلد نباشند واز قواید موج سواری وخطراتی که در کمینه آنها هست بی خبرنند ودانش وفهم موج سواری را نمی دانند در اینجا خود را به دست خویش به هلاکت رساندن است ونابودی وبی دلیل بدون هدف ومقصدی به نا کجاآباد می رونند همانطور که 30سال است این راه را میرویم دردآور است چون نسلی را فدا کردیم وویرانی به بار آورد که نا آگاهیم چرا ؟مقصر کیست وراه حل چیست ؟                                                چندی پیش در یکی ازوبلاگها نقدی به مقاله نوشته شده به قلم  سعید کردی در روزنامه مرزپرگهر به مدیرومسولیت دکتر باقرد کرد شده بود موضوع مورد انتقاد در مورد رشاد خلیفه  مصری تبار بود که نمدانم نوشته وانتقاد آگاهانه یا ناآگاهانه ،ازروی غرض یا دور ازهرگونه تعصب وبا ازروی حس مسولیت یا شرایط شغلی ویا ... شد ه عده ای سریع موضع گرفتند واذ هان عمومی را متشنج کرده وفاصله ایجادکردنند به هرحال ؟(این حقیر قصد حمایت ویا خدای ناکرد اهانت به هیچ شخص وگروه نداشته وحق آزادی بیان وانتقاد را محفوظ می دانم ..)ویا چندی پیش شخصی خطاب به روزنامه نگار اندیشمند ،متفکر بلوچ آقای براهوی نژاد برچسبهاومطالب کذب به ایشان نسبت داده بودنند ویا اینکه عده ای نشسته اند تا لغزش ونقاط ضعف مسولین وروشنفکران بلوچ را گرفته وبااین کار ترور شخصیت کنند تا از گردون خارج کنند ویا حوادث تلخ دیگر ؛متاسفانه جامعه ما جامعهّ احساسی وعاطفی بوده  وانگار منتظر، های هستیم تا هوی کنیم بدون هر گونه تفکر وخردگرای نظر بدهیم .منتظریم تا نمایندگان مجلس ویا معتمدان وروشنفکران ودلسوزان حرف ویا عملی انجام دهند پیش داوری هاقضاوتهای غیر مسولانه  شروع وسریع حکم می دهیم که مثلا چرا آقا فروزش این مدل لبا س را پوشید ویا حمیدرضاپشنگ چرا چنان صحبتهای کردویا میر مرادزهی چرا این موضع را گرفت ویا چرا فلان طرح در زمان فلان شخ که نماینده بود در منطقه اجرا نشد وهزاران چراهای دیگر وبا مسایل به دور از هرگونه پایه واساس علمی وواقعی ذهن عموم را از مسایل مهمتر ی  دور کرده ودنبال مقصر می گردیم وعملکرد گذشته افراد را با هزاران کذب به میان می آوریم ویا اگرشخص  دلسوز از روی عشق کاری انجام دهد هزاران وابستگی وبرچسب به او می زنیم کارهای بزرگی که بعضی ها انجام داده اند رافراموش ویا به تمسخر می گیریم ما شاهدحضور وفعال جوانان مومن ومتعهدمانند آقای یعقوب مهرناد وامثال اوهستم کارهای آنهرا بی ارزش جلوه می دهیم تا اینها دلشکسته وناامید وبا دلسردی کنار رونند این شده کار ما چرا ؟این مسایل وحرفها نامسولانه در اذهان عمومی از ویروس ایدز در جامعه خطر ناکتر می باشد چرا که باعث تفرقه وتشنج وبرادر کشی وترور شخصیتی می شود ودرها پیشرفت را می بند اما ما خبر نداریم آیا رسیدن به قدرت ومنسب ارزش برادر کشی را دارد با چه قیمتی ؟قیمت ازدست دادن برادر وخواهر مان ؟راه حل این نیست .        برادرجان ،جانم به فدایت ،به خداقسم هیچ هدف وغرضی ازاین نوشته ندارم جز سوز دل وعشق وایمان به سرزمینم ،زمان ومکان می طلبد تا در این برحه از زمان وحدت وهمبستگی من وتو مستحکمتر شود وماشویم واز هرگونه ترورشخصیتی وقهرمان پروری واستوره سازی نجات پیدا کنیم زیرا ما در خواب خرگوشی وغفلت فرو می برد وعقب می مانیم این خطر است .نقد وانتقاد لازمه جامعه وآزادی بیان واندیشه حق توست اما آن چیزی که من می گوییم عقده وتسویه حساب های شخصی وتعصب کور وخشن ،قتلگاه برادران من وتو می باشد ،نقد وانتقاد لازمه جامعه است  زیرا حصار وزنجیرهای که دور تادور عقل وخرد گرفته واندیشه را مختل کرده فرو می ریزد وشکوفای استعدادها وپیشرفت را شاهد هستیم .اما متاسفانه عده ای از نقد وانتقاد استفاده ابزاری یا برای تو ویا دوستان می کنند واز نقد سازنده خودت طنابی می سازنند تا با آن تو وبرادرانت را آویزان کنند این همان عین خود فریبی است زیرا دشمنان تود بخاطر رسیدن به جایگاه مورد نظر دست به هر کاری می زنند اما توبا ید هوشیار باشی .عزیزان بیاید دوستی عشق وبرادری وبرابری وجوانمردی را به یکدیگر هدیه دهیم واز تخریب وتهدید دست برداریم ومکان امن وآینده روشدرددلی با تو ای برادر وخواهر من وامیدوارکننده برای فرزندانمان که در این منجلاب ناخواسته گرفتار شده ایم  بسازیم تحمل حرفهاوسخنان نوعی جوانمردی وخویشتن داری است وکاری خرد گرا وعقلی است نه ترس ونادانی چرا که تعصب ونادانی بدون فکر ونترسیدن بی خردی است .خویشتن داری وجوانمردی وظیفه من وتوبلوچ می باشد واین صفت بارز بلوچ رند می باشد راه واقعی این است وچشمها را گاهی بست وبه آیه قرآن کریم توجه کرد در مورد وحدت«ـواعتصمو»حلا تو ای متفکر ونخبه ،تو ای اندیشمند بلچ وای نسل آگاه از هر گروه وتیره ای که باشی باید مواظب بود وآگاه به زمان واز هر گونه سخن وحرف واظهارنظر وموضع گرفتنها وحرکات آنقدر شکیبا وآگاه باشی که بدون علم کاری نکنی زیرا تو ،تونیستی بلکه توبلوچ هستی واین جرم تواست زیرا هر عمل تو منعکس کننده تمام جامعه بلوچستان است وهر بلوچ به مشابه یک سفیر ونماینده ملتی به نام بلوچ می باشد پس مواظب باش؟زیرا کل جامعه در تیررس می باشد واز صحنه خارج کردن تو نیست بلکه کل ماست ناامیدی تو ناامیدی ماست پس آنچنان پرورش یاب وتربیت وآموزش ده که نسلی متفکر عقل گرا واندیشمند وانتقاد پذیر ،شکیبا دلسوز ومتخصص بسازی زیرا آینده از آن من وتو وفرزندان مان است واز ناملایمتهای امروز پریشان مباش.
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Tue 3 Jul 2007  |
 مشکل جنبش هاوانقلابها(آفت دمکراسی)
وقتی به انقلابها وجنبشهای مردمی درگذشته وحال به دورازهرگونه تعصب نگاه می اندازیم وتاملی می کنیم متوجه خواهیم شد که بعضی ازاین انقلابها به آن اهداف مقدسی که شعار آنها بوده .وتوده مردم برای آزادی وبرابری ومبارزه با ظلم واستبداد وفسادبه پاخواستند وهزینه گزافی پرداخوتند تا این جنبشها به نتیجه برسد اما متاسفانه فاصله خیلی با آن ارزشهای مقدس وشعارهای رهبران خود گرفته ودوباره جامعه را باشکل وخاص رنگ وچهره ای متفاوت اما درحقیقت همان حکومت دیکتاتورقبلی به صورت دیگر،باسلاح وترفندهای پیچیده تر ،حکومت دیکتاتور ومستبط گریبان گیر کرده که هرگونه آزادی وارزش انسانی جایگاهی نداشته .دلیل این امر چیست ؟چرا ملتی که هزینه گزافی برای به نتیجه رسیدن جنبش پرداخت کرده اند تا به فساد وظلم واستبداد خاتمه بدهند اما نتیجه مثبتی نگرفتند ؟چرابه ارزشهای متعالی دمکراسی وشایسته سالاری نرسیده اند ؟پاسخ همه این پرسشه ها فقط می توانند دلایل زیادی باشد که مهمترین آن :قدرت طلبی وجاه طلبی رهبران واحزاب وجنبشها ،قهرمان پروری وقهرمان سازی از رهبران،استوره سازی ودوخت لباس تقدس برای خودواعمال واشتباهات خودشان وآنهارا فراتر ازدیگران دانسته که این ناخوداگاه حق وخقوق بیشتر وسهم بیشتر ازجامعه نسبت به دیگران برای خود وگروه شان فرض میکنند که این بیماری مالیخوایی بیش نیست ونتیجه آن خودکامگی وخودخواهی افراد شده ونظر وعقیده دیگران برایشان مهم نیست وذهن وتفکران دیگران ارزشی قایل نبوده وخیروشررابهتراز بقیه تشخیص داده وصلاح جامعه رابیشتر ازدیگران دانسته وهمه را سیاه وخودراسفید می بینند ،که دوچار تعصب ونزادپرستی شده وانتقاد ومخالف وپاسخگوی معنی ندارد وهرگس مخالف آنها باشدبا دروغ وتبلیغات وسیع وپرونده سازی وزدن هزاران برچسب ازجمله وطن فروش ،کافر ،تروریست....ازمیدان بیرون کرده چرا که رسیدن به قدرت فساد می آورد ودست کشیدن از قدرت غیرممکن است وحق بیشتر وجامعه را بدهکار خودانسته ومصلحت وخوب وبد را آنه تشخیص می دهند وپارا فرادتر نهاده وخود را نماینده مردم وگاهی نماینده خدا در زمین دانسته واین همان نتیجه قهرمان پروری واستوره سازی بود که ملت بیچاره در ذهن خود پرورانند وارمغانی جز ظلم واستبداد چیز ی دیگر به همراه نداشت وجنگ قدرت شروع وکسانی که قدرت بیشتر در این آشوبها ومحیطها داشته باشند موفق می شونند وحتی یک انقلا ب فداکار ترین فرزندان ورهبران خود را توسط عده ای سودجوی دیگر به دلیل مخالفت با آراء ونظرآنهابودن به بدترین شکل می بلعدوزیر گوتین وسیاه چال وازبین خواهد برد فقط به خاطر قدرت وثروت آن هم به واسطه جاه طلبی وسوءاستفاده از القاب اسطور ه ای وقهرمان پروری وآنها رافراترازبقیه دانستن است واین بحرانی ترین زمان است که یک جنبش ویا انقلاب بعد از پیروزی دچار آن می شود .آرزوی توده مردم به باد رفته وملت بیچاره آرزو می کردنند که هرگز درجنبش وانقلاب شرکت نمی کردنند چرا که شعارهای که سران جنبش می دادنند به حقیقت تبدیل نشد ویاس وناایدی ،فساد ،ظلم وگرسنگی چیزی آید جامعه نشد زیرا سران احزاب وچنین حکومتهای که به قدرت رسیده اند از ترس اینکه قدرت را به رقیبان واگذرانکنند ودوبار مردم شورش نکنند واعتراضی انجام نگیرد مجبور هستند که قدرتمند بشوند وباتجهیز ارتش ونیروهای نظامی وجاسوسی خود به پیشرفته ترین سلاحهای روز دنیا درسدد رفع احتیاجات کشور ومردم نیستند وثروتهای ملت را به باد می دهند وجامعه درفقر وعقب ماندگی وگرسنگی می ماندوآماده مبارزه باهرگونه شورش واعتراضی مردمی هستند وحشت ،ترس ،احتناق،دسیسه وتبلیغات توخالی وشوم وصدور انقلاب به دنیا وفراموشی گرسنگی مردم خود ،وایجاد پایگاهاولانه های جاسوسی در کشور های دیگر برای هرنوع عکس وعملی  باعث می شود که درهای پیشرفت وترقی بسته گردد وکشور به ویرانه ای تبدیل شود وهر عمل اشتباه خود را با تز ءطلاح جامعه ومملکت چنین است و... توجیه کنند وهرکس به مسند وقدرتی می رسد در فکر راضی نگه داشتن اربابان خود سرمایه گشور وملت را به تاراج برده وفساد ورشوه ،فقر ،بیکاری وناامیدی ارمغان آن است واین راز عقب ماندگی بعضی از کشورهااست .راه حل آن است که تمامی احزاب وگروها ورهبران برای رسید ن به دمکراسی وارزشهای انسانی وطی کردن راه ترقی وپیشرفت وتوسعه ورشد درجامعه بافساد، ظلم واستبداد  ودیکتاتوری از هرنوعی که باشد به مبارزه برخیزنند وبه مرحله از نبوغ وفکربرسند که در فکر قدرت طلبی وقهرمان پروری وا ستوره سازی برحذرباشندکهآفت بزرگ دمکراسی همین استوره سازی وقهرمان پروری وفوفق انسانی بودن سران ورهبران است زیرا باعث بیماری لاعلاج انقلابها می شود وانقلاب را از راه اصلی منحرف می کنند در پایان لازم است که از گاندی ،جواهر لعل نهرو ،ماندلا نام برد زیراآنها فقط درآرزوی مبارزه با ظلم واستبداد وتوسعه وپیشرفت کشوربودنند .اگر ماندلا در فکر استوره بودن وقهرمانپروری در ذهن خود می بود دمکراسی در آفریقای جنوبی تبدیل به حکومت دیکتاتوری سیاه پوستان می شد ویا گاندی هم همین طور در این صورت دمکراسی در هند معنی پیدا نمی کرد وحال حکومت دیکتاتوری مورثی فرزندان گاندی را شاهد بودیم ....   اما من وتو باید خیلی مواظب باشیم که به این بیماری مبتلا نشویم ....
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Tue 26 Jun 2007  |
 آمدبرسرم ازآنچه که می ترسیدم

اطلاعیه مهم موسسه نگاران


دوستان معظم و محترم بلوچ در سرتاسر دنیا
متاسفانه با دیدگانی اشکبار و کلامی لرزان حامل پیغام و اخبار نگران کننده و اندوهناک از منطقه دشتیاری چابهار میباشم.
متاسفانه آنچه موجب ناراحتی و نگرانی بیش از حد ما شده است خطر شیوع بیماری مهلک وبا در منطقه دشتیاری چابهار است.

آنچه ما طی این چند  روز با تمام توان در منطقه دشتیاری انجام داده ایم  متاسفانه محدود و کم بوده است و هم اکنون مردم این منطقه به اقلام مختلف دارویی و آب و مواد غذایی و لوازم اسکان موقت نیاز فوری و مبرم دارند. از تمامی مردم بلوچ در سرتاسر دنیا تقاضامندیم نسبت و به کمک رسانی فوری وجهت تهیه این اقلام کمک و همیاری نمایند.
و اینکه در اولین و نخست کلام تاکید نمودیم که این منطقه در معرض تحدید شیوع بیماری خطرناک و مهلک وبا میباشد جمعیت حادثه دیده این منطقه بالغ بر 120 هزار نفر میباشند که صورت شیوع این بیماری برزگترین فاجعه انسانی قرن به وجود خواهد آمد. و ما از هم اکنون هشدارهای لازم را برای همگان ارسال نموده و در حال ارسالیم .

پس بدینوسیله از تمامی سازمانها و نهادهای کمک رسانی عاجلانه تقاضامندیم نسبت به رفع مشکلات این منطقه اقدام فوری فوری  نموده تا شاهد بزرگترین فاجعه  انسانی قرن  نباشیم.


با تشکر خدمت گذار مردم بلوچستان
ورنا بلوچ
مدیر موسسه نگاران

ضمنا موسسه نگاران آمادگی کامل خود را جهت دریافت و توضیع کمکهای مردمی دوستان خارج از کشور اعلام مینماید. چنانچه دوستان نیاز به راهنمایی بیشتر دارند خواهشمندم با ایمیلهای موسسه مکاتبه نمایند.

Dashtyari chabhar balochstan1

Dashtyari chabhar balochstan2

Dashtyari chabhar balochstan3

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 5:6 بعد از ظهر توسط ورنا بلوچ

این برداشت آزاد جهت همدری باهمخونان این حقیرمی باشدازموسسه نگاران بود لذا ازتمامی ملت بلوچ درسرتایرسر جهان تقاضای کمک دارم
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Mon 18 Jun 2007  |
 مثلث صلح =تمدن+دین+علم
بدون شک انسان همیشه به دنبال راه حلهای جهت رسیدن به سعادت بوده واین فقط در سایه مثلث صلح می باشد

وزبانهای ورنگهای گوناگون ...شده ومرزها را ازبین برده اما افسوس که این سه  توسط عده ای سودجو وخودخواه  چنان تفسیر می شوند که انسانها را نسبت به هم دشمن می سازد وجنگ غارت چپاول وبی حرمتی به ارزشهای مقدس انسان رابه همراه دارد . برای جلوگیری از این فاجعه وتراژدیهای غمگین دیگر راهی جز این حقیقت که این سه پارامتر هدف متحده وواحدی دارند نیست .                                                       دین:تسامح وتساهل دربرابر یکدیگرواحترام به عقیده وباورهای تک تک انسانها بدون هرگونه حیله وقبول کردن این واقعیت که دین محصول صادراتی نیست بله این انسانها هستند که با روشنگری ونوع دید وتفکرواندیشه خود دینی رابر می گزینند که آنهارا ارزا ودرونشان را خاموش وبه معبود نزدیکتر کند .           تمدن:زیستن وراه وروشهاورسومات وفرهنگهای که بر اثر نیاز مردم در طول وزمان ومکان خاص خود باعث به وجود آمدن تمدن شده واین احترام گذاشتن به آرمانهای وارزشهای انسانی وباورها شده                  علم:راه رسیدن ومهیا ساختن آسایش انسان درسایه آزادی وعدالت وبهره جستن از تمامی فن وتکنیکها ودانش بشری برای سعادت واستفاده صلح آمیزاز تمامی علوم وامکانات وطبیعت باحفظ شان انسانیت                     اینها به واقعیت تبدیل نخواهد شد مگر اینکه تمامی ادیان وتمدنها وعلوم بشری متحد وواحد نباشند به دورازهرگونه تعصب وخودخواهی

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Wed 15 Nov 2006  |
 وظیفه خطیر نسل جوان وفرهیخته بلوچ
بلوچ ملتی باپیشینه تاریخی وقدمتی کهن ومنحصر بهفرد وتمدنی عظیم وبا شکوه با قدمتی بیش از ۵۰هزار ساله دارای افسانه واساطیر خاص خود وفرهنگ غنی متا سفانه آنطور که باید شناخته شود شناخته نشده اما اگرشناخته شده است متاسفانه به دلایلی عنوان نشده است چرا که عده ای خواسته یا ناخواسته از روی تعصب ویا احساسات ویا خصومت شخصی ومسایل روز سیاسی وبحرانهای منطقه نسبت به این ملت کتاب ومطالبی نوشته ویا فیلمی ساخته اند که فاقد هر گونه استناد علمی می باشد آنچنان این مسایل زجر آور وتکان دهنده است که نمی توان تحمل کرد اما چه می توان کرد تنها انتقاد وپاسخ منطقی ودفاع مظلومانه با قلمهای مثبت ومهرورزانه ودوستانه .بله هرچه بود ماند همین وبس که هر چه می بینیم نشانه تخریب وتضعیف این ملت را باقلمهای مسموم وزهرآلود که بوی کینه ونفرت ونفاق از آن بی داد می کند .نویسندگان ومتفکران زیادی مطالب نوشتند وبسیاری به حرفه نویسندگی پایبند وبه اصول آن مقید نبوده اند وگاهی عده ای ناخواسته مرتکب این خیانت می شوند درکنار این مسایل فرزندان بلوچ هر چه تلاش کرده اند نتوانستند از حق وشرافت خود دفاع کنند آن هم فقط به چندین دلیل که بعدا ذکر خواهد شد.(این حقیر هر گز قصد احانت به هیچ متفکر واندیشمندی ندارم فقط درددلی با همخونان خودم .) ژنرال دابر از فرماندهان انگلیسی دوران شرکتهای هند شرقی بیشترین قسمت کتاب خاطرات خود را به ملت بلوچ اختصاص داده بود که حقیقتا از این افسر انگلیسی تقدیر باید کرد ولی من در کنا این تقدیر انتقادی به دور از تعصب واحساسات وواقع بینانه می کنم ،متاسفانه بسیاری از مطالب تاریخی ووقایع ثبت نشده است که توسط زنرال نادیده گرفته شده است چرا که نوشته به نفع ارتش واربابان خودش نوشته زیرا او از طرف کشورش برای استعمار این ملت ماموریت یافته بود وباید وقایع نادیده گرفته می شد که نشانه دفاع از هویت انگلیسی وارزشهای ملت بریتانیای کبیر وارتش زیرا اگر شکستهای ارتش بریتانیا وحوادث نوشته می شد ملت بریتانیا وجهان در آن برهه از زمان از ارتش وسیاستمداران انتقاد خواهند کرد وزیر سوال خواهند برد ژنرال در دام احساسات وفشارهای سیاسی وتعصبی  قرار گرفته وحقیقت را کتمان نموده است گاهی آنقدر قلوگویی کرده که نبرد سربازان انگلیسی با ملت بلوچ در میرجاوه وکوهستانهای تمین وخاش رافراموش،ونبرد قلعه خاش وسراوان را نادیده گرفته گویا هیچ اتفافی نیفتاده است.بله تاریخ را می شود تحریف کرد ولی شواهد تاریخی را هرگز نمی توان کتمان کرد به هر حال ژنرال دابر کار بزرگی انجام دادنند که نباید از حق گذشت از دابر بگذریم به ایرج افشار ومحمود همت مطالب وکتابهای در باب تاریخ بلوچستان وجامعه شناختی تحقیق وپژوهش نموده اند که جوابگوی  نیاز امروزنسل بلوچ را برآورده نمی کند زیرا تحقیقات این بزرگان هم تحت تاثر مسایل سیاسی وموارد دیگر شده است که حقیقتهای را فراموش کرده اند وبسیاری از شواهد باید دوباره بازبینی ومورد مطالعه قرارگیرد تا ابهامات رفع شود این فقط در سایه تفکر واندیشه فرزندان بلوچ که با یاری یکدیگر دور از هر گونه تعصب واحساسات می تواند انجام گیرد میسر خواهد شد  فرزندان متفکرودانشمندبلوچ دکتر عظیم شه بخش (کتاب دادشاه)وزنده یاداستادیادگاری درزمینه فرهنگ،تاریخ وشعروموسقی ،استادایوبی در زمینه زبان وادبیات و....قدمهای ارزنده ای برداشتند که بی شک کا ارزشمند وقابل تقدیر است اما این تنها وظیفه گروه خاص نیست بلکه عزم ملی اقشار مختلف را مخواهد .                                                                                                                      درکنارکتابهای که نوشته شده است فیلمهای سینمای وهنری در دوران محمد رضا شاه پهلوی ودوران جمهوری اسلامی ساخته شده است که متاسفانه جنبه سیاسی واقتصادی وتجاری آن مورد توجه بوده وگاهی تهمتهای ناثواب وغیر مسولانه ای واردشده است منظور این حقیر این نیست که لباس تقدس برای جامعه بلوچستان وبلوچ بسازم ونگاه انتقادی وحقیقی را نادیده بگیرم وباعث جلوگیری ازبیان  حقیقت بشوم بلکه منظورم از تهمتا وحرفهای بی هوده ای که چهر ه ای زشت وپلید در جامعه معرفی شد ه است می باشد. این فیلمها هر گز واقعیت را عنوان نکرده وگاهی متاسفانه باعث شده است که نامی زشت وتروریسم وقاچاق چی و به ملت مظلوم بلوچ وتهمتهای غیر اخلاقی وارزشی وغیر مسولانه بچسپانند که حکایت از مسایل پشت پرده می کند در این بره از زمان باید کلیه افراد جامعع احساس مسولیت ووظیفه ملی خود بدانند تا حقیقت را عنوان کنندوقدمهای در جهت فرهنگ زبان وادبیات وشعروموسقی وهنری ،علمی،سیاسی واجتماعی ومطالعات وپژوهش ملی می خواهد تا نسل آینده وفرزندانمان ازفرهنگ وتاریخ وزبان خود بیگانه نباشند وبا افتخار در مورد ما صحبت کنند لازمه این کار تمامی افراد جامعه وقشرهای مختلف باید همکاری صمیمانه داشته باشند وچندین مورد را مورد توجه قرار دهند اول حمایت محققین وهنرمندان ودانشجویان در تمامی مقاطع به خصوص مقطع دکترا وفوق لیسانس که پایان نامه آنها در زمینه بلوچ وبلوچستان ومسایل علمی وسیاسی وهنری منطقه .کمکهای مالی وعلمی وتشویق  که با تاسیس صندوق مالی می توان موفق شد دوم تشویق فرزندان بلوچ جهت ادامه تحصیل قرار دادن امکانات و تکنولوژی جدید .سوم تاسیس روزنامه وشبکه های خصوصی تلویزیون ورادیوجهت ارتباط با بلوچهای پاکستان،افغانستان،ترکمنستان عمان بحرین تانزانیا وامارات ... سوم ایجاد وتشکیل سیمنار جشنواره ومتینگهای مختلف وشبهای شعر وتشویق هنرمندان در بالابردن سطح آگاهی جوانان به وسیله جشنوار نوشتن فیلم وتیاتر وایجاد مسابقات ورزشی غیره استفاده از نامهای اصیل بلوچ در اماکن عمومی وخیابانها و..وگذاشتن نام فرزندان خود .هر گونه اهانت وانتقاد از گذشتگان به هر عنوانی انجام نگیرد زیرا فتنه انگیز می باشد واحترام به تمامی قومیتها وعقیده وتفکرات آزادی بیان .ایجاد بنیادی جهت حفظ ارزشها وتقدیر از نخبه گان وفرهیخته بلوچ وارج گذاشتن به کار آنه تا انگیزه ای برای نسل جوان ونامگذاری روزهای از سال به نام بزرگان .وحدت ملی بین تمامی بلوچها جهان وتشکیل انجمنی جهت دفاع از حقوق شهروندان بلوچ در تمامی دنیا . راهی برای دست یابی وحدت ملی وجلوگیری از پدیده شوم تفرقه انگیزی ومبارزه با این معظل اجتماعی .احترام به تمامی شخصیتهای اجتماعی وسیاسی .مذهبی .مبارزه با هرگونه تبعیض قومی وقبیله ای هر بلوچ شهروند بلوچ است وهیچ قوم وقبیله نسبت به قوم دیگر ارجعیت ندارد وتمتمی بلوچها بلوچ هستند .حفظ ارزشهای فرهنگی به خصوص زبان و.پوشش بومی که انگیزه ای برای جلوگیری از این که لباس وپوش ملی بلوچ به فراموشی سپرده نشود ودفاع از ارزشهای حقیقی . رعایت حقوق دختران وزنان وعدم هرگونه تبعیض زیرا زنان هستند که تربیت وپرورش دهنده حقیقی نسل آینده را به عهد دارنند واحترام به آزادی آنها.                                                                                                      امیداست که به دور از هرگونه تعصب واحساسات قدمهای مثبتی برداریم   .با تجدیدتحیت.
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 17 Sep 2006  |
 درگذشت استاد ارجمند عبدالحسین یادگاری را به ملت بلوچ وجامعه علمی تسلیت می گویم
استاد یادگاری  معلمی دلسوز واستادی موفق وپرتلاش از میان ما رفت استاد عبدالحسین یادگاری معلمی دلسوز استادی پر تلاش از میان جامعه علمی بلوچستان رفت او نویسنده محقق ومترجمی بزرگ بود که هزاران انسان را با تلاش وخستگی ناپذیر تحویل جامعه علمی وفرهنگی داد اما افسوس که قدر این بزرگ مرد را ندانستیم درگذشت این اسطور ه بلوچ را به تمامی ملت غیور بلوچ وجامعه علمی ایران تسلیت می گوییم بله استاد جز اولین کسانی بود که در انگلیس تحصیل کردنند وموقیتهای که در انگلیس برایش پیش آمده بود را راه کردنند وبه وطن برگشتند او حتی در تهران با موقیتها وپستهای که پیشنهاد داده بودنند نماند وعشق به وطن (وای وطنو هشکین دار)حهت خدمت صادقانه با عزم راسخ برگشتند او در زمانی که در دبیرستان ودانشگاه تدریس می کردنند تحقیق نوشتن وترجمه وراهنما مدیران ونمایندگان مجلس شورای ونخبه گان بلوچ وکمک به دانشجویان مقطع دکترا وفوق لیسانس در نگارش تز کمک راهنمای به دور از هرگونه انتظاربود یادش گرامی امیدوارم که جامعه بلوچستان قدر چنین نخبگانی که زنده هستند را بدانند . وبه پاس تلاش این بزرگ مرد در زمینه علمی ،هنری ،اجتماعی وفرهنگی (تحقیق در مورد شعر وموسیقی بلوچی ،داستان واساطر بلوچستان وتاریخ و...) بلوچستان وایران نام خیابان ویا بلواری به اسم این زنده یاد نامگذاری کنند تا از زحمات بی دریغ استاد قدرانی شود یاد وخاطراتش را در کلاس با لبخندهای همیشگی که مشوق دانش آموزان بود گرامی باد
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Thu 14 Sep 2006  |
 قابل توجه تمامی دوستان
از کلیه کسانی که اطلاعی از نویسنده مرزپر گهر دارنند حتما این حقیر را مطلع کنند زیرا مدتی از او خبری نیست
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Wed 13 Sep 2006  |
 پلیدترین تراژدی قرن 21
جنگ وتهاجم بهکشورها ،ملتها،قومیتها،اقلیتهاباهرعنوانی درقرن ۲۱تراژدی وحشتناک،پلیدوفاجعه آور می باشد که متاسفانه حکاموحکومتها،دیکتاتورها وبنیادگریان مرتکب میشوند
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Wed 13 Sep 2006  |
 واقعیتهای دمکراسی
منظور از دمکراسی یعنی نزدیکی و پیوند تمدنها ،ادیان،اندیشه ها وتفکرات،اعتقادات وگرایشهای فکری ودینی متفاوت می باشد .چرا که هدف از دمکراسی رسیدن به نتیجه واحد از تمامی تمدنها وادیان واندیشه هامی باشد که این هدف بزرگ وحقیقی دمکراسی در قرن ۲۱می باشدزیرا دمکراسی برای نفی ظلم استبداد فساد و ارزشهای غیر اخلاق وانسانی می باشد .کسانیکه فکرمی کننددمکراسی وسیله وابزاری جهت مبارزه وازبین بردن مخالفان ورقیبان ازصحنه می باشد سخت دراشتباه می باشند زیرا این افراد با عینک خودخواهی ،تعصب وتفکرات منفی ازنوع آرمانگرای کاذب خود را حقیقت وحق جلوه داده که راه را برای رسیدن به دمکراسی می بندنند وشایسته سالاری را فدای روابط وگروهای خودی کرد . در دمکراسی اندیشه ها وتفکرات موافق ومخالف جمع شده ونتیجه واحد ی از آن حاصل می شود که برایند آن شکوفای وعدالت ورفاه،آزادی را خواهیم دیدکه خواست تمامی افراد جامعه می باشد ....
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Thu 7 Sep 2006  |
 نظر شما در این مورد چیست
 ۱-چرانخبه کشی وکدن پروری در جوامعه امروزیک رسم شده است ؟                                      

 

۳-آیاملت ایران مظلومترین ملل دنیا و قومیت ها واقلیتهای دینی در ایران ستمدیده ترین گروه در جامعه هستند؟

۴-  چرا تاریخ وشواهد تاریخی را سانسور می کنیم  ؟                                   

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Fri 1 Sep 2006  |
 شهیدی در راه آزادی
اکبر بکتی مرد ی بامشخصات انسانی بدون ریا وتکبر وآزادی خواه برای ارزشهای ملت مظلوم بلوچ که در تاریخ مظلوم ترین ملت می باشد جانش را فدای آزادی کرد بله داستان غمگین وتراژدی وحشتناکی بود که دیکتاتور پرویز مشرف خون خوار تر از صدام مرتکب شد اما افسوس که صدای شهید اکبر بکتی را جامعه جهانی ناشنیده گرفت .... به مناسبت این فاجعه غمنگیز در سرتاسر بلوچستان بزرگ به مدت یک هفته عزای عمومی وهمدردی با ملت بلوچ اعلام می گردد وجهت اعتراض وعمق فاجعه در مقر سازمان ملل متحد در روز دوشنبه آینده گردهمای وتجمع می شود لذا از آزادی خواهان  تقاضا می شود در این مراسم شرکت کنندهمچنین در ایران وپاکستان،اغغانستان،وترکمنستان وبحرین،قطروعمان وامارات مراسم یادبودی روز جمعه در مساجد مرکزی هرشهری برگزار خواهد شد برای دفاع از حقوق ملت بلوچستان وحادثه اخیر توسط دیکتاتور مشرف شرکت هر بلوچ وظیفه ملی می باشد وبی توجهی وشرکت نکردن مساوی است با خیانت به همنوعان خود  نواب اکبر بگتی
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 27 Aug 2006  |
 درجامعه ای که دمکراسی رعایت شود به وحدت ووفاق ملی خواهیم رسید
بسیار دردآور ومضحک وخنده دار است که برای انسانی که کلیه حقوق مدنی انسانی وقانونی که توسط خود اووضع شده است وموردقبول واحترام اومی باشد توسط گروهی دیگر پایمال وسلب شود واز کلیه حقوق ملی وبیت المال وبوجه ها وسرانه ملی (ادامه تحصیل ،شغل مناسب ،مسکن وحتی انتخابات پالمان وشهرداریها وپستهاومسولیتهای کشوری)محروم شود وشایسته سالاری ازبین رفته وانتصابات وروابط جانشین ارزشها گردد. آیا با این وضعیت از وحدت ملی برادری وبرابری ،عدالت خواهی،آزادی ودمکراسی ومهم تر از همه ازبرابری ووفاق ملی می توان صحبت شودچرا که این واژها،واژهای هستند که متاسفانه درپشت چنین جوامعه ای واژهای تبعض ،نژادپرستی مرزبندی ،جناح بندی وخط بندی وتقسیم شهروندان به درجه اول ودوم خودی وغیرخودی به وضوح دیده می شود که در وجود شهروندان یک جامعه کینه نفرت ،تنفر  وتنش وتقابل گروها وقومیتها ومناطق رخ مدهد ودلیل آن به دست آوردن حقوق پایمال شده آنها می باشدبذر نفاق دروی ودروغ وچاپلوسی در زمان خطر وبحرانی به وجود می آید به صورتی که تضاد وانتقام گیری از یکدیگر را درسطح وسیع مشاهد خواهیم کرد وهرکسی مبارزه برای به دست آوردن حقوق خود یک وظیفه ملی دانسته وهرج ومرج امنیت ملی را از بین خواهد برد وبرادر کشی شروع می شود واین اول داستان است حال آیاچنین شخصی که دراین چنین جامعه ای زندگی می کند واز جزی ترین حقوق خود یعنی قبول او به عنوان شهروند به حق جامعه  محروم واستفاده حقیقی وقانونی ازامکانات وسرمایه های ملی وتبعیض درهر زمینه ای آیا می تواند او را به آینده  امیدوار کرد شخصی که حتی از لحاظ عقیده ونظر محروم هست در حالی که قانون تنفیش عقاید را ممنوع کرده وحق اورادر داشتن عقاید ودین محترم می داند اما قانون را هم تحریف می کنند وبرای او قانون قابل اجرا نیست واحترام وارزشی نمی گذاریم وتبلیغات سوء وبرچسب زدن ها شروع می شود چه انتظاری می توان داشت منطق از بین می رود .وچماق وگلوله جانشین واقعیت ومنطق  وحق را می گیرد آیا او می تواند به آینده خود در چنین جامعه ای امیدوار باشد با ناامیدی ومشقت وسختی زندگی می کند که دفاع از میهن وکیان واستقلال کشور معنی نخواهد داشت( میهن خویش را کنیم آباد )در حرفها  ناپدید می شودوقتی از واژهای صلح ملی دمکراسی  عدالت ،آزادی  واستقلا ل کشور صحبت می شود برای افرادجامعه زمانی اهمیت پیدامی کند که همه برابر وازحقوق مساوی برخوردار شوند اما این به معنی آن نیست که کسانی بیایند به جامعه ومملکت خویش خیانت کنند ودر برابر قانون پاسخگو نباشند .اما این هم به معنی آن نیست که اگر شهروندی حقوقش پایمال شد نتواند ازحق خود دفاع کندچرا که بسیاری از دیکتاتورها وحکومتهای خودکامه مخالفان ومنتقدان خود را به بهانه سرپوش گذاشتن جنایتهای خود دست  تروریسم دولتی ،قتل زندانیکردن تبعید وهزاران ترفندسیاسی دیگرزده چرا که این زمان سردمداران ازلحاظ سیاست خارجی مشکل خود را با باج دادن به کشورهای قدرتمند مشکل خارجی وحقوق بشررا به اصطلاح حل می کنند اما در داخل دست به جنایت های ضد بشری می زنند اما اگر از لحاظ خارجه مشکلی پیدا کنند بادروغ وترفنددم ازوحدت ملی دینی غیره میزنند مثال بارز صدام و... می باشد وعاقبت صدام رادیدیم .آیامی شودبرادرویاخواهرمن وتو که عقیده وتفکرواندیشه مخالف من وتو دارنند آنهارابرادروخواهرخودندانیم وفقط به خاطراینکه سلیقه شان باما فرق می کندخون آنهرابریزیم وازبین ببریم باکدام منطق قابل توجیه می باشدحال باکسانی که به عنوان شهرونددرجه اول وخودی نمی شناسیم چگونه می توان انتظار داشت که در برابر دشمن ازآنها دفاع کنندوکشور به آبادانی ورشد وتوسعه برسد میهن خویش را چگونه آباد کنیم وچه وقت معنی پیدا خواهد کرد آیا می توانیم این شعری که در زمان ابتدایمی خواندیم را عملی سازیم یا خیر ،حق زیستن وزندگی کردن واستفاده از امکانات باید همیشه در اختیار گروه خاصی باشدبرای استخدامی وقبولی دانشگاه ...فقط گروه خاصی لیاقت دارنند که جز ..باشند حال سوال از من بود وجواب با تفکر واندیشه وپرواز ذهن متفکر شما به بی کرانها به دور از تعصب شهروند کیست وملیت چیست وحدت ملی ووفاق ملی چگونه تحقق پیدا می کندآیا میتوان به ظاهر دوست اما پشت پرده کینه ودشمنی داشته باشیم وبادروغ وتغیه وظاهر میش مانند ودر باطن گرگ صفت به وحدت رسید یاخیر حق وواقعیت کدام است آیا می توان ملیت، قومیت ،قبیله،رنگ پوست،ونزادوگویش زبان ولهجه را ترازوومیزان سنجش برای تعیین شهروندی استفاده کرد وشهروند یک ودو ویا خودی وغیر خودی تقسیم کردآیا این کارخردمندانه وارزشمندوعقلانی است یاخیر؟  این کارغیر اخلاقی وغیرخردمندانه وغیرانسانی وفاقد هرگونه ارزش حقیقی می باشد چرا که اوهمان قدر ازمملکت خود سهم وبهره ای  داردکه دیگران دارنندشهروند،شهروند استحتی مخالف حکومت ومخالف عقیده وایدولوژی حاکم برجامعه زیرا قلب اوهمانقدرکه قلب من وتو برای مملکت مزندمی تپداوهم برای آبادانی ورشدوتوسعه ازهیچ کوششی دریغ نمی کند .برای رسیدن به وحدت ووفاق ملی نیازبه دمکراسی است اگردر کشوری اصول دمکراسی رعایت گردد به وحدت ملی خواهیم رسید ولاغیر .اگر کشوری قدرت مند ترین ارتش وتجهیزات نظامی وپشتیبانان سیاسی بزرگترین ابرقدرت را داشته باشد ولی به حقوق شهروندان احترام نگذارد وملتش از حاکمان ناراضی باشند سردمداران بر قدرت پوشالی متکی هستند که هر لحظه بدی این تارهای عنکبوت را ازبین خواهد برد وکشور به هرج ومرج وفساد وبی عدالتی وناامنی دچار خواهد شد واین همان نتیجه تهجر ،تعصب وقدرت طلبی می باشد. 

 درتمامی جوامع بشری افراددارای هردین ومذهب مسلمان،مسیحی،زرتشتی،بودای ....باشند ازلحاظ حقوق شهروندی ومدنی  بایکدیگر فرقی نداشته درصورتی که حقوق حتی یک نفر به دلیل داشتن اندیشه وعقیده مخالف ،رعایت نگرد وسلب شود وبه عقیده او احترام گذاشته نشود وبا بی عدالتی با او رفتار شود بی اعتمادی افراد جامعه ومردم به حاکمان افزایش خواهد پیدا کند که هر گز جبران نخواهد شد وباعث کودتا وانقلابها وآشوب مملکت را فرا خواهد گرفت وتهدیدات خارجی جهت تصاحب سر مایه های ملی که این خطر ناک ودر بطن آن ترور وقتل عامه مردم پنهان می باشد امروز دیگر از تبلیغ موعضه وسخنرانی ودروغگوی،چاپلوسی ،ریاکاری ساخته نیست اینه وحدت را به ارمغان نمی آورد بلکه حاکمان خود راگولمی زنند نوع عملکرد سردمداران وصاحبان قدرت همه چیز را مشخص می کند ونیاز به نامگذاری هفته وحدت نیست زیرا وحدت همیشه نیاز جامعه می باشد تا زمانی که در یک جامعه همه افراد واقعیت را قبول نکنند وخود را حق ندانند ونایب خدا در زمین جلوه ندهند وتمامی افراد جامعه به عنوان شهروند مورد قبول باشند در این صورت به وحدت نظری عملی وحقیقی خواهیم رسیدامااگر درظاهرشعاروحدت سر بدهیم وجشنهای آنچنانی بگیریم ولی در باطن وپشت پرده جناح بندی وگروهبندی صورت بگیرد وبرای شهروندان ترازوومیزانقراردهیم از هفته وحدت کاری ساخته نیست وکاری بیهوده انجام دادهیم وسرمایه وبیت المال را به آتش کشیده ایم .چرا که احترام به عقیده ودین وتفکرات واندیشه افراد خود گواه موضوع است وبیان گر همه چیز می باشد ووحدت را زمینه سازی می کند ووحدت میسر خواهد شد بدون هیچ گونه هزینه وقیمتی که نیاز به تبلیغ نیست واین حق جامعه می باشددمکراسی باعث وحدت ملی خواهدشد.

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Fri 18 Aug 2006  |
 بخاطر آزادی
 

آی آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب

جان سپرد 

 عجب روزگاری است که در آن انسانی برای وطن وهمنوعان وارزشهای انسانی واخلاقی به دور از هر گونه تعصب وخشونت جانش را فدا می کند اما من وشما درخوابی فرورفته ایم که بیدار نمی شویم وحداقل تسلیتی به مادری داغ دیده نمی گوییم افسوس ...بیاید به خاطر ارزشهای انسانی واحترام به تمامی موافقان ومخالفان وحتی دشمن به تفکر وعقیده احترام گذاشته وواقعیت را کتمانم نکنیم وباشعار  سرود آزادی ودوستی سر دهیم فقط به خاطر شهیدان راه آزادی ۰اکبر محمدی)با هدیه دادن لبخندی به کودکان بی پناه وتبسمی به پیر زنان وپیرمردان بی دفاع وتکه نانی برای گرسنگان  وشاخه گلی به نظامیان وقلم ودفتری به سیاستمداران ودست دوستی برای متهجران ومتعصبان وفریاد آزادی برای آزادی زندانیان از زندان دیکتاتورها ونقطه چین برای گروهای جاسوسی وضد بشرتا آزادی امنیت ودوستی برای جامعه بشری میسر باشد

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Tue 1 Aug 2006  |
 مثلث صلح واقعیتی فراتر از خیال وتصورات می باشد
یهود ،مسیح،بودا،اسلام،زرتشت.....کدامین ،بانام کدام یک کودکان ،زنان،مردان،کهن سالان وافراد بی گناه وبی دفاع قربانی می شوند .......
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Fri 28 Jul 2006  |
 خشونت زاییده تعصب وبنیادگرایی وتهجر
 

 خشونت زاییده تعصب بنیادگرایی وتهجروقدرت طلبی وخودخواهی میباشد درجامعه مدرن مدنی ودمکراسی جایگاهی برای خشونت وتروریسم نیست زیرا درچنین جوامعه ای انسان موجودی با ارزش تعریف میشود .ماهیت وهویت انسان جان تازه ای می گیرد وبه عنوان موجودی فوق موجودات(خلیفت الله )شناخته میشود وزندگی درخدمت بشر وتمامی انسانها تعریف می گرددکه درچنین جوامعه ای عدالت آزادی امنیت رفاه برای همه بدون تبعیض وجود دارد لازم به ذکر است که خشونت زاییده تعصب کورکورانه نژادپرستی تهجر وعدم آگاهی ازحقیقت ویا آگاهیوخودخواهی انسان وقدرت طلبی سلطه گری بردگری وخودراحق دانستن می باشد در جوامعه سنتی وگاه سنتی مذهبی به دلیل برداشت نادرستوشخصی وغیراخلاقی وعقلی از ادیان وتعریفهای غیرواقعی ازدین وبرداشتهای تعصبی وکورکورانه وغیرمتفکرانه ازدین باعث آمیخته شدن ادیان باخشونت وتروریسم خواهدشد  حقیقت امر آن است که تمامی ادیان الهی وغیرالهی دراصل برای ازبین بردن خشونت تبعض وسلطه گری وخودخواهی وبردگی آمده اند که به پیامبران پیشتازان مبارزه با خشونت تروریسم وتهجروبدعتها بوده اندباتوجه به زمان ومکان آن زمان خشونت وتعصب وتبعض ونژادپرستی درآن جامعه جایگاهی نداشته است   خشونت وتروریسم در جوامعه سنتی وبسته ای رخ می دهد که حقوق انسان پایمال شده وانتقادواعتراض عدالت درآن جامعه وجود نداردواندیشه وتفکر جایگاهی ندارد. گاهی سلطه گری وتبعض واستیلای انسان وفشار گروه خاص درجامعه چنان عرصه وفشار رابه روی دیگران ومردم تنگ میکنند که تنها راه رهای از این بدبختی  طرزتفکر دفاع ازحقوق پایمال شده خود رابه نفع ودفاع ازحریم خود با توجه به تعاریف خود دست به خشونت می زنند. اماگزینه دومی وجود دارد که خطر آن بیشتر وبه حدی است که جهان وبسیاری ازکشورها وروشنفکران ونخبگان راتهدیدمی کند وخطرناک همانند هیتلر وصدام ...هستنداین گروه حکومت وقدرت دراختیار داشته وسردمداران حکومت می باشند که همه چیزرابرای خودتعریف کرده وتوده ملت وروشنفکران واندیشمندانی که به آنها وابسته نیستند جایگاهی نداشته ودراین صورت اگر انتقاد ویا اعتراض ویا اندیشه وتفکری خلاف نظر آنها باشد چماق به دستان آنها دست به خشونت وترور میزنند که از حمایت دولتهای حامی آنها توجیه شده وآن را نزد خدای خود دارای اجر وپاداش مئ دانند وباغرور چنان از این مواضع دفاع می کنند که حق باآنها است وبه قول مظفرالدین شاه سایه خداوند بر زمین هستند ونماینده ونایب بر حق خدا درروی زمین وبقیه انسانها بردگان آنها میباشند وبایدها ونباید ها را خودشان تعبیر می کنند وحقیقت دین را پوشانده وتحریف می کنند وآنچه را که قدرت وحکومت آنها را استوار میکند وارد دین میکنند ودین حز ابزاری برای آنها جهت حکومت کردن واستیلای ملتها چیزی بیش نیست دین ورزی آنها دین ابزاری است حقیقت راکتمان کرده ودروغ وخشونت را برای خود به عنوان اصل رسیدن به اهداف میدانند تمامی ملتها ودنیا وادیان را پوچ وباطل دانسته وخود را حق وحقیقت می دانند دین برای آنها سوپر مارکت ویا کارخانه وحتی اسلحه ای مدرن جهت از بین بردن رقیبان وملتها وحقیقت است  دین ابزاری آنها دین ستیزی بیش نیست ومتاسفانه آنها خودراگول میزنند هرگاه بدانند که قدرت را از دست می دهند با احساسات توده مردم ومومنان وعواطف آنها دست به ترفند زده وآن را به بزی گرفته این نقطه ضعف توده مردم برگ برننده آنها می باشدبله به قول اندیشمندشرق جواهرلعل نهرو  قدرت همیشه فاسد کننده می باشد وقدرت مطلق طبعا"فساد مطلق به بار می آورد .

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 23 Jul 2006  |
 مثلث دمکراسی(آزادی عدالت امنیت)
اصول دمکراسی واقعی که تمامی انسانها آزاد وصلح طلب آرزو می کنند دارای پارامترهای است که دربرگیرنده مولفه های ازقبل آزادی عدالت امنیت می باشد آزادی به معنای آزادی فردی آزادی عقیده اندیشه وبیان نظر وآزادی زیستن ...میباشد.پرسه های دیگر درعدالت که اساس دمکراسی است وجود دارد که می توان به رعایت حقوق تمامی شهروندان که جهت رسیدن انسان به رفاه آسایش واستفاده بهینه از تمامی امکانات جامعه میباشد قبول تمامی افراد جامعه فردفرد به عنوان شهروند باهرنوع عقیده ونظرونژادوسلیقه وگرایش فکری وذهنی به دور ازهرگونه تعصب.واحترام به تمامی تمدنها وادیان وباز گذاشتن راهای تبادل فرهنگی وگفتمان جهت رسیدن به نتیجه مطلوب نیل به اهداف دمکراسی است .برای جلوگیری از تک محوری وسلطه گری حکومتها وافراد ابزارکارآمد ی به نام عدالت است استفاده کرددرکنار آن انتقادوجلوگیری از خشونت می باشد.انتقاد واعتراض بدون خشونت راهی جهت اشتباه مدیران وکسانی که قدرت در دست آنها می باشد .آزادی وعدالت باتمامی پارامترهای که ذکر شد ویا ذکر نشده جهت پشبرد اهداف مقدس دمکراسی تنها کارآمد نیست چه بسا دشمنان دمکراسی از حربه های جهت زیر سوال بردن دمکراسی به کا ربرنند.اما لازمه اینکه جامعه ثبات داشته باشد وافراد با آسودگی خاطروآرامش کامل بتوانند در جامعه زندگی کنند و جامعه به رشد وتوسعه برسد امنیت نیاز مبرم می باشدچرا که جلوگیری از بین رفتن مولفه های دیگر دمکراسی است که با امنیت دمکراسی معنی پیدا می کند تاریخ وتجربه گذشته به ما نشان داده واین موضوع را به اثبات رسانده است حادثه یازدهم september درامریکاومسایل اخیر بین المللی از جمله افغانستان عراق  وکشورهای افریقای به جامعه جهانی گوش زد کرد که دردمکراسیامنیت ازمولفه های است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد برای جهانی که بخواهد در صلح وآرامش باشد امنیت لازم است امنیت بین المللی صلح جهانی دارد که باید خویشتن دار گذشت وتسامح متساهل ومدارا وجود داشته باشدگذشت وعفو مهربانی مهرورزی وانسان دوستی واحترام به ملتها با هرنوع تمدن وگرایش فکری ودینی وباز گذاشتن درهای گفتمان واظهار نظر برای تبادل فرهنگی وبه نتیجه رسیدناهداف دمکراسی موثر است برای پیشبرد دمکراسی وتمرین دمکراسی انتقاد واعتراض بدون خشونتاز عملکرد احزاب وگروها وقدرتهاواشخاص که خدمت می کنند نیاز است تااز فساد وقدرت مطلقه جلوگیری شودوتوزیع عادلانه وحقیقی وشایسته  قدرت صورت گیردوشایسته سالاری وتخصصو ارزشهای انسانی اخلاقی وعقلانی جای گزین تمامی مسایلی که به فساد ودیکتاتوری منتهی میشود جلوگیری شود ورفاه وآسایش عدالت وتوسعه ورشد به همراه داشته  باشد پس امنیت ازمولفه های مهم دمکراسی می باشد زیرااگر آزادیورفاه وعدالت باشد اما افراد آرامش وآسوده  خاطر نباشند  روند دمکراسی  مختل شده است حال امنیت ملی ارزش خود را نمایان کرده  وبه آن توجه خاص کرد درکنارآن نباز بهوجدان بیدار شخصی وملی داریم تا این موضوعراقابل فهم وهضم  کند اما امنیت به معنی این نیست که ابزارقدرتمندی جهت حکومتها خودکامه ودیکتاتور باشدتا هرگاه دچار فساد ویا از قدرت کناربروند برای به دست گیری دوباره قدرت وسرکوبی ملتها وسلطه گری بااسلحه های مدرن وچکمه های خود له کنند بلکه به معنی تامین رفاه آسایش بیشتروامنیت خاطر جهت تمامی شهروندان جهت  جلوگیری  از هرگونه ظلم وستم وخشونت وتروروجلوگیری از پایمال شدن حقوق شهروندان می باشد امنیت ملی به معنای آن نیست که حکومتهاوافرادنسبت به عملکردوهرگونه اشتباه وفساد دچار شوندوازآنهاانتقادواعتراض بدون خشونت صورت بگیردوآنهاپشت امنیت محافظت بشوندوبگویندکه به مصلحت جامعه نیست که از فلانمسول انتقادصورت گیرد واگر انتقادی صورت بگیردآنهابانیروهای امنیتی ونظامیحقوق شهروندان را ضایع کنند وصداهارادرگلو خفه کنندواین اصول وروش کار با اصل تمامی دمکراسی ها منافات دارد.اما قضیه دیگر هم وجود دارد عده ای به هردلیل حقوقشان پایمال شده است وآنها برای رسیدنبه حقوق خود دست به خشونت وترور می زنند این حقیقتی است که به آن توجه کرد که راه رسیدن به حقوق پایمال شده خشونت وترور نیست زیرا اگردر این صورت حقوقی به دست آید باز هم به دنبال آن هرج ومرج قدرت طلبی وخودخواهی وتضعیف حقوق دیگران وحق بیشتری برای خود قایل بودن وخودرا حقیقت دانستن مشکلاتی به وجود خواهد آمد وروند دمکراسی واهداف مقدس را مختل کرده وباز به دیکتا توری ختم می شود در این صورت نظر واعتقادات وموجودیت دیگران اهمیت نداشته مثالهای بارز ی وجود دارد از جمله مجاهدین افغانی در راه مبارزه ودمکراسی با دکتر نجیب الله ودادن تحویل دادن قدرت توسط او به مجاهدان چنان آتشی برپا شد که در زمان جنگ با شوروی نشده بود .راه رسیدن به حقوق از دست رفته انتقادواعتراض به دور از خشونت وتعصب می باشد واین پیامی خواهد داشت که هرگز دمکراسی را مختل نخواهد کرد وجامعه به رشد توسعه وپیشرفت نایل خواهد آمد ومنابع وثروتها وارزشها که همان انسان می باشد به خطر نخواهد افتاد وبه انسان ارج گذاشته می شود .در پایان به رهبران بزرگ امثال گاندی ومصدق و جواهر لعل نهرو وماندلا درود می فرستیم واز آنه باید سرمشق گرفت
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Tue 4 Jul 2006  |
 موشی که در آینه خود را شیر می بیند
بزرگان علم وادب وفیلسوفان بزرگ  از خود بینی وخودوخودخواهی انسان وخودرا نشناختن وآنچه نبودن تصور کردن خیلی مطالب گفته اند اما هرگزندواندز سعدی حافظ خیام فردوسی ...در افکار ما تاثیر نکرده.به خود نگاه کردم ودیدم که چقدر مغرور وخودخواه شده ام و آنچه نیستم خود را می پنداشتم در غفلت بودم که متوجه شده ام که انسان بدبختی هستم زیرا آنچه که می گوییم نیستم به اطراف خود وقتی نگاه می کنیم می بینیم بسیاری از انسانها آنقدر در من من غرق شده اند که حتی درآینه خودرا گول می زنند وبه خود باوری کاذبی دست پیداکرده اند که همه چیز خودشان هستند وعاقلترین وفیلسوفترین انسان روی زمین هستند وحاضر نیستند که پیشرفت همنوع خود راببینند متاسفانه جامعه ایرانی  به درد بزرگی گرفتار است وآن همان قصه موش درآینه می باشد حتی ما خودمان راگول می زنیم امروز  سخنرانی آقای x را  گوش می کرد که بر دمکراسی وعدالت وآزادی وعلم وجامعه دنیای غرب می تاخت وشدیدا انتقادمیکرد اماانتقادی یک طرفه می گرفت چرا که ایشان دکتر سروش وگنجی وخیلی از بزرگان را نمی دیدند واحساس فضل وکمال می کردننداینجانب نه اینکه شیفته غرب باشم بلکه حسرت آن را می خورم که همیشه درجامعه ما غلووگزاف گویی جایگاه خاصی دارد ویک بار هم با دید علمی وپزوهشی به اطراف خود نگاه نکردیم وبه تجربیات دیگران توجه نکرده وخود می خواهیم تجربه نوع وجدید همان راهی را که دیگران رفته اندبرویم ودر چاه بیفتیم واگر در چاه نیفتیم هزینه سنگینی پرداخته ایم که جبرانش غیر ممکن است وعمر را بیهوده صرف کردیم حقیقت وواقعیات هرچند وبا هرقیمتی نادیده گرفته شوندتغییر ماهیت نمی دهند ونابود نمی شود ولحظات خواهد آمد که باید واقعیت را به ناچار باید مورد توجه قرار داد ودر قسمت دیگر سخن این بزرگ وار انتقاد به تروریسم در غرب وپیدایش آن ومعنی تروریسم اشاره کردنند که حقیقتا برای من .....امید است که ایشان عینک را از چشمان خود در بیاورنند وبا عینک حقیقت به موضوع نگاه کنند
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sat 1 Jul 2006  |
 انسانهای بزرگ ومتفکر وخیر به هیچ ملت وقومی تعلق ندارنند
امروزشبکه arteفرانسه ازکمک انسانهای بزرگ به ملتها وانسانهای نیازمند فیلمی پخش کرد که واقعا"تکان دهنده بود بله این افراد بدون هیچ گونه چشم داشت وبهربرداری  سیاسی ومسایل دیگر در فرانسه وکشورهای فقیردنیا ًزندگی خود را رها کرده بودنند وبه آنها کمک می کردنند بله این انسانهای بزرگ می گفتند که متعلق به هیچ کشور وگروه نیستند بلکه فقط برای انسان ارزش انسانی قایل هستند .امروز در دنیا هزاران انسان محتاج را می بینیم که از فرط گرسنگی در کنار زباله دانی رستورانها وخیابانها منتظر هستند که چه وقت عده ای پس ماندهای غذای خود را در زباله دانی می ریزنند تا آن بینوایان باخوشحالی حهت سیر کردن شکم خود وفرزندانشان  جمع آوری می کنند آیا می توانیم در دنیای مدرن برای خود درچنین جوی ارزش قایل شد واسم خود راآدم گذاشت متاسفانه بسیاری از سرمایه داران وسیاست مداران با ترفندهای سیاسی ومسایل دیگر اگر به کشوری کمک کنند بلندگوهای ورسانه های گروهی آنها آنچنان تبلیغات می کنند تمامی درها را به نفع خود وبه یغما بردن سرمایه آنها هدفی جز اهداف پلید وزشت چیز دیگر ندارنند وفقط به گروه خاصی کمک می کنند .حقیقتا"اگر همگی ما حتی پسمانده غذای خود را به کسانی که نیازمند هستند( حتی خویشاوندان خود )وبدهیم دیگر در دنیا ما گرسنه وفقیری نخواهیم داشت وانسانهای که خلیفه الله هستند مانند موشها دنبا ل غذا در پسماندها نمی گردنند .ما هرگز یاد وخاطره مادر ترزا را از یاد نخواهیم بر دکه در هند به یاری فقر ودردمندان شتافت این زن بزرگ باید سرمشق ما باشد زیرا بدون هیچ گونه چشم داشتی به مردم دردمند کمک میکر د پایان سخن از مادر ترزا:بایدکمتر سخن گفت :ازپندوموعظه کاری ساخته نیست پس باید چه کرد جارویی بردارید وخانه یکنفر راتمیز ونظیف کنید این به اندازه کا فی گویا است mother  teresa  1910-1997روحش شاد
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Wed 28 Jun 2006  |
 کفتگوی تمدنها ازکجا باید شروع شود
اندیشمندان زیادی آرزودارنندکه دنیا وجامعه بشری به یک وحدت نظری وفکری برسند زیرا امروز بشر بیشتر به فکر ارتباط وتبادل نظرواشتراکات فرهنگی  است چرا که تنهای نمی تواند به نیازهای خودش پاسخگوباشد ؛هرچند کشوروملتی به اوج پیشرفت علمی رسیداند اما باز هم  به جهت مسایل اقتصادی وسیاسی وحتی عاطفی وروحی  نیاز به ارتباط با ملل دیگرپیدامیکند دلیل آن بازار فروش منابع پیشرفته علمی وبدست آوردن منابع وامکانات لازم جهت نیازهای خویش می باشد پس بهترین راه بدست آوردن نیازهای خود درقرن اطلاعات وفن آوری گفتگوی تمدنها؛ملل وادیان میباشدومهمتر اینکه بشر ازجنگ وخون ریزی واستعمارگری گذشته واسارت وبردگی ملتها خسته شده اند چرا که در این صورت هرگز جنگی جهت رسیدن به منابع رخ نخواهد دادگفتگوئ تمدنها،ادیان وتفکرات را میتوان ازخانه خود وازخودمان شروع کنیم تارونداعتماد سازی انجام گیردوثابت شود که ما جهت پیوند گام برخواهیم داشت   درگفتگوی تمدنها وادیان واندیشها انسان باید مداراوخویشتن داربود وتحمل هرگونه نظروانتقاد را داشته باشد واحترام به دیگران رادرسرلوحه خود قرار دهددرگفتگوی ادیان به تمامی عقایدواندیشه احترام گذاشته میشود  

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 4 Jun 2006  |
 دمکراسی باعث رقابتها سالم سیاسی می شود
دمکراسی محصول صادراتی نیست بلکه حق وحقوقی است که به ملتهاداده شود .فرصتی ارزشمند درپناه احترام به تمامی تفکرات واندیشه ومحیطی برای رشد تمامی اعتقادات بدون هیچ گونه محدودیت برای ایجاد دمکراسی جنگ وخون ریزی مردود است زیرا فرصتها را از افراد گرفته میشود.                                دمکراسی روندی غیر قابل اجتناب پذیر است اما در هر جامعه به شرایطی از جمله تفکران واندیشه ونگرش به انسان وجامعه ودین فرق داردبه طور کلی وقابل قبول تمامی تمدنها دمکراسی توزیع عادلانه قدرت براساس استعدادها وتخصصها می باشد درکنار آن انتقاد وپاسخگوی بدون هیچ گونه محدودیتی وجوددارد دمکراسی یعنی وحدت اندیشه واعتقادت ونظرها لذاما باید محیط را برای آیندگان باز گذاشته تا جوانان نظرهای خودرابدهندزیرا میراثی که برای فرزندانمان به ارث می گذاریم آن چیزی جز است که ازما به نیکی یاد خواهند کرد وافتخاری برای آنان خواهیم بود .              دمکراسی مکانی برای رقابت صحیح ومدارا ؛تحمل یکدیگر می باشد وباعث رشد استعدادها واندیشها می شود محیطی پاک برای خدمتگذار واستفاده بهینه از پتانسیلهاومدیریتها است که درآن فرصتی دوباره به تمامی افراد جامعه داده میشود که حسادت وخودخواهی رااز بین برود ولیاقتها وتخصصها جایگزین شوندچرا که انسان نگاهی به عملکرد خود خواهد انداخت وازآن درس عبرت خواهد گرفت وباعث می شود تا درعیب ونقصانها خود تجدید نظر بکند واین باعث شده تارقابتهای سیاسی سالم جای گزین رقابتهای سیاسی ناسالم شوددراین سایه گشورها به توسعه ورشد خواهند رسید واستقلال فکری افراد حفظ خواهد شد درپناه دمکراسی واقعی استقلا ل جوامع وملتها به وقوع خواهد رسیدومعنی پیدا خواهد کرد دمکراسی فرزند ارزشمند جامعه نوین است
|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Mon 29 May 2006  |
 دمکراسی=آزادی+عدالت

آزادی یعنی احترام به حقوق انسان وارج نهادن به مقام والای انسان  به عنوان خلیفت الله چرا که انسان بدون آزادی وعقیده فاقد اراده وتصمیمگیری واختیار می باشد واز بزرگترین نعمت خود که به نام تفکر واندیشه  مختاربودن سلب شده است .آزادی هدید ای الهی است که خداوند متعال از بدو پیدایش انسان یعنی آدم وحوا هدیه داد۰داستان زندگی وآزادی عقیده وتصمیمگیری وانتخاب آدم وحوا در بهشت برین شنیده ایم در حالی که خداوند متعال تاکید وسفارش کرده بود که از گیاه گندم تغذیه نکنند اما به اراده واختیار خود وتصمیم شخصی به دلیل آزادی ومختار بودن از این گیاه خورداند پس چرا ما به آزادی انسانها احترام نمی گذاریم در حالی که خداوند متعال با آن همه جلال عظمت شکوه وقدرت به آزادی وتصمیم انسان   وتفکر واندیشه  احترام می گذارد  وانسان را خلیفه الله یعنی جانشین خود برگزیده است  متاسفانه عده ای معنی آزادی را نمی دانند واز آزادیانسانهای آزاد ترس حراس ووحشت دارنند آزادی معقوله ای است که انسان را به اوج ارزشهای انسانی محبت عشق تعهد دگراندیشی  میرساند .انسان بدون آزادی مانند کبوتری بدون بال وپر می باشد چرا که پروازوزیبای برای کبوتر اهمیت خاصی دارد وبدون بال نمی تواند پرواز کند .انسان آزاد می تواند دانشمند .فیلسوف.حکیم.شاعر.نویسنده ای متعهدبه اخلاق وارزشهای انسانی شود اماانسان بدون آزادی اگر به قدرت برسد هیتلر زمان خود خواهدشد چرا که عقده آزادی وعدالت دروجودش خواهدماند وبه آزادی وعدالت پایبند نخواهد بودوآزادی دیگران را سلب  خواهد کرد حضرت پیامبر انسانی آزادودارای عقیده ای آزاد بود وازآزادی وآزادگی به پیامبری رسید تمامی پیامبران از آدم. نوح.ابراهیم.موسی.عیسی.زرتشت ....همگی آزادوآزادی خواه بودنند.ا که انسانهارااز ظلم .ستم واستبداددیکتاتورها زمان نجات داده اند وبرفرعون زمان خود مبارزه کرده اند وآزادی وعدالت رابه  انسانهای زمان خود هدیه دادنند. بشر آزادی وعدالت را دوست داردزیرا انسان فطرتا" زیبایهارادوستدارد .فطرت انسانی است که همیشه آزادی.عدالت وآزادیخواهی راپسندیده ودوست دارد .وازتعالمی اسلامی است که هرچه را برای خود میپسندیدبرای دیگران بپسندید  درتعالیم دین مقدس یهود هم این مطلب به شرح ذیل است :آنچه به خود نمی پسندی به دیگران مپسند شریعت این است ومابقی تفسیر . خاخام هیلل تلمود.انسانی که حقیقت آزادی وعدالت رانمی داند ازاو نمتوان انتظار داشت اما شخص و گروهی که حقیقت آزادی وعدالت رامی داندوآگاهی کامل دارد ولی خودرا به ناآگاهی می زند ویابه صورتی  که حقیت رامی خواهدپشت پردههای ابهام ببرنندوبدترازآن که خوب وبد را آنها مدانندومردم ناآگاه هستند وازجانب خدا ماموریت   یافته اند وارزشهای دیگران را بی ارزش می پندارنند وانکار می کنند جنایتکارانی هستندکه همیشه به جامعه بشری خیانت میکنند  .امروزدرجامعه کنونی ماخطریکه با آن مواجه هستیم فضای متشنج واغتشاش به وجود آمده که نمی توان از آن گذشت چراکه بیش داوری  هاوسخنان گزاف ودوختن لباس تقدس برای چیزی که خلاف نظرآنها باشد نمی گذارند عنوان بشو د ازآنها انتقادکردن مشکل .کاراسانی نیست .تقسیم شهروندان به درجه ۱.۲.۳ودست بندی.گروه بندی سیاسی ومذهبی .بودن یانبودن .خودی وغیر خودی برا ی آنها آسان است.هرچند نسیم.عدالت.آزادی ودمکراسی بر   سطح آگاهی افراد تاثیر گذاشته ودراین کویر به وزیدن گرفته امیدوار کننده  است اماخطروفتنه ای به همراه دارد که نمی توان به سادگی ازآن چشم  پوشی کرد زیرا باعث اختشاش درذهن عامه مردم افزوده وباعث گل آلوده کردن آب وگرفتن ماهی می شود ودرهای قضاوت عادلانه و  آزادی وانتقادوداوری را میبند و آزاداندیشان ودوستداران  عدالت را با سوالاتی مواجه می کنداصل عدالت .آزادی:مکراسی بیگانه است همین که لب باز کنی مهری که ازقبل آماده است بر پرونده ات پیوست میشود ومانندگاو پیشانی سفیددرجامعه بدنامت می کنند .تهدیدات.شب نامه ها زدبندهای سیاسی .بی لطفی ها .بی انصافی ها شروع می شود والفاظی چون جیره خوار بیگانگان .کافر.غیر خودی....برپروندهات نوشته می شود اما اگر زبان باز کنی ویا کسی از حقوق  شهروندی تو دفاع  دفاع کند میگویند سخنگوی بیگانگان است آیاحقیقتان اینها عمدی نیست واگر هست که صددرصد که هست تو بی سلاح .دست خالی از هرگونه تریبون وآزادی به بمبارانهای ضد انسانی وناسزاهای  می گویند .عدالت وسخن گفتن را از توسلب کرده اند وآنچه خودشان دوست دارنند حکم می دهند داوری می کنند آیاآنها با دیکتاتور وهیتلر زمان فرقی دارنند اگردارنند دور از تعصب نظردهید.                               آزادی یعنی رهایی انسان از تمامی قیدوبندها.نوکری.بردگی روز.حال این قید وبندها چگونه تعریف میشود .آیا آزادی اشخاص در گروآزادی دیگران است .چرا که نباشدبنابراصل آزادی .آزادی ما نبایدآزادی دیگران راسلب نمایدزیرا آنها هم حق آزادی وزندگی دارنندبگذاریم تا هوای تازه بیاییدتا همگی نفس بکشیم  آخر بذ گوی .تناقض گوی تاچه حدی وباچه قیمتی آیا به قیمت ریختن انسان بیگناهی  (که عرش زمین وآسمان ازریختن انسان بی گناه به لرزه در می آید ازتعالیم دین مقدس اسلام ) وگریهکودکی بی گناه .... دراین صورت با اصل آزادی درتضاد است تک تک انسانها آزاد هستندوآزادی راحد ومرزی است که با توافق تمامی انسانها می توان تعریف کرد .انسان متفکر .اندیشمند .وانسان صادق وعاشق محبت ودستی باشد آزادی دیگران را محترم شمرده ومدنظرخود قرار می دهد ونتیجه باارزش آن عدالت وگستره دمکراسی واقعی قابل توده مردم..............                                                         

|+| نوشته شده توسط ناصربلوچ در Sun 21 May 2006  |
 
 
بالا